کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : عاطفه جعفری     نوع شعر : مدح     وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن     قالب شعر : غزل    

مرا سری‌ست که آشفـتهٔ پـریشانی‌ست            مرا دلی‌ست که مهمان‌پذیرِ حیرانی‌ست

قـسم به رفـتـن سـرخِ تـمام هـمسفـران            قـطـار غـائـلـه در ایستگاه پـایـانی‌ست


قسم به شاخهٔ زیتون که سبز خواهد شد            هرآن کفن که در این سرزمینِ بارانی‌ست

هـمـاره در پی آزادسـازی قـدس است            کسی که در سرش اندیشۀ سلیمانی‌ست

بگو که گوش کـند ابرهه، صدا این‌بار            صدای بارش سجّـیـل‌های ایـرانی‌ست!

: امتیاز

حماسه مقاومت مردم ایران در مقابل حمله تروریستی رژیم منهوس اسرائیل

شاعر : فاطمه عارف‌نژاد نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

صدا، صدای سحر بود و شب شکافت به آنی            به لحن رعد ادا شد، چه خطبه‌ای! چه بیانی!

نشست اول اخبار و چشم دوخت به تاریخ            برای دشمن ایـران کـشید خـط و نشانی


که: این پلیدترین دیو، این برادر ابلـیس            به سرزمین یلان حمله کرده با چه گمانی؟

به دوش تک‌تک ما پرچم سه‌رنگ مقدس            به دست تک‌تک ما هست تیغ و تیر و کمانی

حبیب و قاسم و عباس این‌طرف همه جمعند            اگر که آن‌طرف قصه هست شمر و سنانی

صدا، صدای سحر بود و مثل صبح درخشید            شدند مات رجزخوانی‌اش چه بی‌خبرانی!

و تیتر شد همه‌جا: «این صدای روشن حق است»            گـشوده راه خودش را شبیه رود روانی

و بعد، خطبه که پایان گرفت و شور که گل کرد            رسـید از سر گـلـدسـتـه‌ها صـدای اذانی

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : عباس جواهری رفیع نوع شعر : مدح وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

بیرون بیاورید سر از دخـمه‌هـایتان            قومی که از هراس نمور است جایتان

با من بگو که هیمنۀ آهنین چه شد؟!            پیچـیده زیر گـنـبدتان ضجـه‌هایتان!


دنیا دوباره دیده به چشمان خود، که نیست            چیزی به غیر "بادِ هـوا"، ادعـایتان

مانند "مـوشِ آب کـشیده" گریخـتـند            فـرمـاندهـانِ بـزدلِ یک لا قـبـایـتان

ما نسل حیدریم و سوی خـیبر آمدیم            از ریـشه می‌کَـنـیم اسـاسِ بـنـایـتـان

زخمی زدید اگرچه؛ ولی خوب بنگرید            حالا نشـسـته مـادرتان در عـزایـتان

ما قـومِ وعـده‌های خـدائـیم؛ صادقیم            با دست ما نـوشـته شود انتـهـایـتـان

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : زهرا سپهکار نوع شعر : مدح وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

این جوشش خون شهیدان است می‌بینی            عشق است و اعجاز است و ایمان است می‌بینی

چشمان مظلومان عالم روشن از نورش            این‌ها شهاب رجم شیطان است، می‌بینی


این آذرخش از چشم خیس کودکی تشنه‌ست            نفـرین ابـر و آه طـوفـان است، می‌بینی

این ضجّۀ زن‌های مانده زیر آوار است            فـریاد مردان رجـزخوان است، می‌بینی

آتـشـفـشـان شـعـله‌های انـتـقـام است این            این انفجار بغض وجدان است، می‌بینی

لبخند طهرانی‌مقدم‌هاست، موشک نیست            این وعـدۀ سرخ شهـیـدان است می‌بینی

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : حسن زرنقی نوع شعر : مدح وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

برخیز، می‌خـوانند ما را جاده‌ها امشب            دل را به دریـا می‌زنـند آمـاده‌ها امشب

آزادگـان بـا شـوق می‌آیـنـد و می‌مـانـند            در دام این دنـیـای پـوچ افتاده‌ها امشب


در آسـمـان دشـمن آتـش‌ها به پـا کردیم            گل داده خونِ پاکِ حاجی‌ زاده‌ها امشب

ما را عبادت بعد از این با تیر و شمشیر است            پهن است بر میدان خون سجاده‌ها امشب

تا فتح خیبر بعد از این سرمست می‌تازیم            تا سر کشیم از جام کـوثر باده‌ها امشب

چون ذوالفقار حیدر از هر سوی می‌بارند            بر گـردۀ اهـریـمن آتـش زاده‌هـا امشب

تا صبح با ما هم دعـا و هـمدل‌انـد آری            در هر کجـای از جهـان آزاده‌ها امشب

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : مرتضی حیدری آل‌کثیر نوع شعر : مدح وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای شب کمین کن این شرر سیلیِ من است            این ساعـت هـجـوم ابـابـیـلـیِ من است

هان ای شبِ نشسته به خیبر چه می‌کنی؟            با وعده‌های صادق حیدر چه می‌کنی؟


با گوشِ جان شنیده جهان این حواله را            فـرمـانِ سـرخ سـیـّدِ هـشـتـاد سـالـه را

پیداست، پیکِ یار خـراسانی است این            یک سطر از کتابِ «سلیمانی» است این

با صد دلـیل محـکـم و با حجّـتی جَـلی            با رمـز یا مـحـمـد و با عـزم یـا عـلـی

حق رخ نمود و شیشهٔ پندارها شکست            موسی رسید و هـیـمـنهٔ مارها شکـست

بر هم زده‌ست پـنجـره‌های سکـوت را            بادی که خـوانـده فـاتحهٔ عـنکـبـوت را

طاغوت خوانده این خطِ آتش دمیده را            این نامهٔ ز سـمتِ سـلـیـمـان رسـیده را

بسم‌اللَه ای غـمِ کـهـن ای قـبـلهٔ نخـست            چشم جهان به روشنی صبحگاه توست

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : مهدی جهاندار نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

هم بدانـید که با خـون شـهـیدان طرفید            هم بـدانـیـد که با مـردم ایـران طرفـید

هم بـدانـیـد که مـا داغ سـیـاوش داریـم            هم بدانـید که با رسـتـم دسـتـان طرفید


ای شـغـالانِ سـگ زردِ ز هم پـاشـیده            بگـریـزید که با لـشکـر شیـران طرفید

ای که بر شوکت پوشالی خود می‌نازید            این طرف با دژ مستحکم ایمان طرفید

گرچه دشمن نتوان کوچک و بیچاره شمرد            مور و مارید و به موسی و سلیمان طرفید

بـشتـابـید که گـور خـودتان را کـنـدیـد            ای که ما این طرف رود و شما آن طرفید

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : علیرضا خاکساری نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در سلوک حـیـدریـون در مرام شیعیان            غیر نـان مـرتـضی باشد حـرام شیعیان

با طلوع آفتاب از شوق هر یکـشنبه‌ای            می‌رود سمت نجـف ذکر سـلام شیعیان


یا علی روی لب ما تا قیامت باقی است            یاعلی تسبیح صبح و ظهر و شام شیعیان

جز علی بن ابیطالب به شخصی دل مبند            تکـیه بر شـاه نجـف رمـز دوام شیعیان

باقری؛ طهرانچی؛ عباسی؛ سلامی و رشید            حرف سـرداران‌مـان باشد پـیام شیعیان

یاری مظلوم اگر کردیم میراث علی‌ست            یار مظلومین عصرش بود امام شیعیان

بی‌گمان بر هیچ یک از دشمنان پوشیده نیست            افـتـخـار ذوالـفـقـارِ در نـیـام شـیـعـیـان

لافـتی الا عـلی، لاسـیـف الا ذوالـفـقـار            می‌شود صبح فـرج رمـز قـیـام شیعیان

تحت امر مهـدی زهـرا قـیامت می‌کنیم            دیـدنی بـاشـد یـقـیـنـاً انـتـقـام شـیـعـیـان

روزگاری می‌رسد کـفـار زانو می‌زنند            روزگاری می‌شود دنـیا به کـام شیعیان

شک نکن سیلی سختی می‌خورد آل یهود            از بزرگ و کوچک ما از تمام شیعیان

کار اسرائیل آن ساعت به ذلت می‌کشد            می‌شود پـامـال دشـمن زیر گام شیعیان

محـفـل آزادی بیت المـقـدس دیـدنی‌ست            با حـضور رهـبـر والا مـقـام شیـعـیـان

شک نکن با خانواده دل به جاده می‌زنیم            پر شود قدس شریف از ازدحام شیعیان

مدحت مولی الموالی گرمی بازار ماست            شیعیان حیدریم و فتح خیبر کار ماست

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : محمدحسین مهدویان نوع شعر : مدح وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

پـیـچـیـد در سـراسـر دنـیـا پـیـام ما            نزدیک‌تر به قـله‌ شد از قـبل گام ما

مضمون شعرهای بلند و حماسی است            هرجا شـنـیده می‌شود امروز نام ما


در انتـظـار لحـظۀ پـیکـار مانـده‌اند            شـمـشـیرهـای آخـتـه و در نـیـام ما

با هر شهید، باور ما زنده‌تر شده‌ست            «ثبت است بر جریدۀ عالم دوام ما»

نزدیک‌تـر شـده‌ ست زمان زوالـتان            نـزدیک‌تـر شده‌ست زمـان قـیـام ما

باید از این به بعد بمانید روز و شب            در انـتـظـار سخـت‌تـرین انـتـقـام ما

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : داود رحیمی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : مثنوی

به وعده‌های صادقش قسم! قـیام می‌کنیم            شما شـروع کـرده‌اید، ما تـمـام می‌کـنیم

شما شـروع کـرده‌اید ادامـه می‌دهـیم ما            حماسه را به خورد این چکامه می‌دهیم ما


شما شروع کرده‌اید و گور خویش کنده‌اید            نفس‌نفس بزن که تا همین غروب زنده‌اید

به جوش خواهد آمد از غدیر خون ذوالفقار            کنون به دست ما رسیده ذوالفقار بی‌قرار

غدیر، روز ما و روز مرگ اهل خیبر است            غدیر، روز سربلندی سـپاه حـیدر است

برون کـشیم ذوالـفـقـار در نیام مانده را            تــمـام می‌کـنـیـم کـار نـاتـمـام مـانـده را

چنان ز روی خاک حذف می‌شود نشانتان            که نام هم نـمـانـد از شما و دودمـانـتـان

قسم به خون پاک عاشقان که زنده‌تر شدیم            به ذوالفقار مرتضی قـسم برنـده‌تر شدیم

قسم به راه روشن و شکوه و اقتدارشان            نه بسته است راهشان نه نا تمام، کارشان

ببین که لشکر علی به پشت خـیـبر آمده            ببین سپاه کـفـر را که کـفرشان در آمده

بدان که خون کشته‌های ما هدر نمی‌رود            بکش ولی بدان که شورمان ز سر نمی‌رود

همیشه رسم گرگ‌ها زبونی است و ذلت است            همیشه رسم شیرها، شجاعت است و عزت است

بدان که مرگ بر شما همیشه در شعار ماست            همیشه گفته‌ایم که شهادت افتخار ماست

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : محمد رسولی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : مثنوی

نمی‌تـرسـيم ما از داغ‌ها و تلخـكـامی‌ها            نمی‌ترسيم ما از های و هوی اين حرامی‌ها

برای ما كه معلوم است حقه‌بازی اين‌ها            نمی‌تـرسيم هرگز از تـرقـه‌بـازی اين‌ها


نمی‌ترسيم از دشمن، ز تهديد و ز تحريمش            اگر دريای خون باشد، نمی‌گرديم تسليمش

نمی‌ترسيم از آتش، كه ما از نسل زهرائيم            و قطره قطره قطره از پی هم، موج دريائيم

كه ما حقيم و هرگز از كف باطل نمی‌ترسيم            شهادت افتخار ماست، از قاتل نمی‌ترسيم

نمی‌خواهيم سازش را و از چالش نمی‌ترسيم            كه ما از داعش و از بدتر از داعش نمی‌ترسيم

بترسيد از دمی كه خون به رگ‌هامان به جوش آيد            همان روزی‌كه دريای تشيّع در خروش آيد

بترسيد از همين بغضی كه عمری در گلو داريم            بترسيد از شهادت، چون كه آن را آرزو داريم

بترسيد آری آری چون كه ما از نسل طوفانيم            و طومار شما را عاقبت در هم بپيچانيم

كه ما از غصه‌هامان قصه‌ای بشكوه می‌سازيم            ز سرهای شما تا آسمان‌ها كوه می‌سازيم

چه پيروزی، چه مرگ، آل علی خوشبخت خواهد بود            بدانيد انتقام ما ز دشمن، سخت خواهد بود

بدان بيت المقدس عاقبت آزاد خواهد شد            بقيع آن روز با عشق علی، آباد خواهد شد

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : یوسف رحیمی نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

جنگ ما آغاز شد، روز نبرد آخر است            آی صهیون حرامی! وقت فتح خیبر است

گور خود را کنده‌ای بنشین و میدان را ببین            می‌رسد سجیل‌ها از راه و صبح محشر است


گوش کن تا بـشنوی فـریـادهای فـتح را            گوش کن! هرچند می‌دانم که گوش تو کر است!

نالۀ مظلوم را یک عمر نشـنیدی، دریغ            پیک مرگت را ببین اکنون که در پشت در است

ذوالفقار است این که می‌آید برای انتـقام            این خروش خون اولاد شهید حیدر است

مرگ در بستر برای ما همیشه ننگ بود            پس شهادت آخرین اوراق سرخ دفتر است

: امتیاز

انتقام سخت ایران از جنایات تروریستی رژیم منهوس اسرائیل در ایران

شاعر : محمدتقی عزیزیان نوع شعر : مدح وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن قالب شعر : غزل

دل اگر کورۀ عشق است، تـپـیدن دارد            اشک اگر از سر شوق است، چکیدن دارد

ما به این عشق پر از حادثه، ایمان داریم            لحظه در لحظۀ این معرکه، دیدن دارد


جنگ اگر با هدف کشتن صهیون باشد            غــرش مـوشـک اسـلام، شـنـیـدن دارد

بر سر غیرت چون آتش خود، می‌جوشیم            شـعـلـۀ آتـش این جـنـگ، دمـیـدن دارد

روز رزم است برادر! به شهیدان سوگند            مرغ جان از قـفسش، قصد پریدن دارد

زنـدگی فـاصـلـه انـداخـتـه در بـیـن مـا            مرگ اگر نقطۀ وصل است، رسیدن دارد

عرصۀ شیر ژیان، جای رجزخوانی نیست            قوم صهیون که حریف یل ایرانی نیست

: امتیاز

مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : جمعی از شعرای آئینی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

چگـونـه دم بـزند ذره از نـهـایـت تو؟            که هیچ غم نرسیده به درک محنت تو

چگونه شعر به لکنت نیفتد از وَصفت            و کوه خم نشود پیش عزم و همّت تو؟


به پای سفـرۀ شعریم؛ رزق ما برسان            کرامت است و عنایت، همیشه عادت تو

تو مرد اول ایـمان، تو شیر حق بودی            چگونه سر نـسپـردنـد بر اطاعـت تو؟

عـبـادت هـمۀ جـن و انـس تـا محـشـر            نمی‌رسد به تو؛ حتی به شأن ضربت تو!

تویی عـبـودیت‌ محـض در برابر حـق            دگر چه وصف کنم از تب عـبادت تو

حسود همّت و عزمت، فـراریـانِ اُحـد             که زخم و صبر، کم آورد پیش طاقت تو

فقط تویی حق و، غیر از تو باطلند همه            ولایـتت، یکی از آن همه حـقـیقـت تو

به مرگ خویش چرا دشمن تو می‌بالد؟            که در مصاف، ندید از تو جز مروّت تو

به پای جرأت تو، مَرحب است زانو زد            و کـودکـانِ یـتـیـمـنـد مـحـو الـفـت تـو

به زیر سـایـۀ تـیغ چـهـل نـفر خُـفـتـی            کجاست آنکه رسیده به پای جرأت تو؟

یتـیـم‌های تو در کـوچه‌های غزّه هنوز            به جـسـتـجـوی تو و جلـوۀ کرامت تو

به نان سفرۀ عدل تو سخت محـتاجـنـد            جهان، یتیم تو ماند از شب شهادت تو

به لهجۀ تو که عدل است غبطه‌ها خوردیم            جهان، تعجب محض است از صراحت تو

یـتـیـم دیـدن عـدل تـوأیـم و منـتـظـریم            امـام عـدل، تـجـلّـی کـنـد به هـیـأت تو

دم از عـدالـت مـوعـود می‌زنـیم، ولی            هراس در دلـمان هست از عـدالـت تو

: امتیاز

مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : مهدی محب زاده نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفتعلن مفتعلن فاعلن قالب شعر : غزل

عـرش مـعـلای خـدا در نـجـف            آدمی و جن و ملک سر به کف

آمـده بــا پــای تــحــیــّر بـه راه            بــر در دربــار شـه لــو کَـشَـف


بوسه‌زنان بر سر هر خـشت آن            گـرچه طلا نـقـره بوَد یا خـزف

هر که به ایوان طلا دوخت چشم            تـیـر دعـایـش زده شد بر هـدف

ای به دو عـالم شده خاک دَرَت            دُرّ گـرانــمـایـۀ مــا در صــدف

دُرّ نجف را به یمین هرکه داشت            آمـده در حـرز و امان و کَـنـَف

هر که گذر کرد به تو شد «مُحب»            در دوجهان یافت از این در شرف

زائر تو زائر حق شد که هست            عـرش مـعـلّای خـدا در نـجـف

: امتیاز

عید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : محسن شریعت نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

چه غم دارم در این دنیای کوچک تا علی باشد            که در گیتی نوای حضرت حق یاعلی باشد

نمی‌بـندم شریکـش با خـداونـد جـلیل اما            چرا باید صفت‌های خدایی را علی باشد؟


ملائک دربه‌در دنبال اوصاف جدید از او            رسیده شُهرَتش تا عـالم اَعـلا عـلی باشد

شنـیدم گـفـته‌اند دنـیا نبـاشد جای مانـایی            بماند تا ابد نامش در این دنـیا علی باشد

اگر منصورۀ زهـرا بُوَد دریایِ نیکی‌ها            بدان شایـستۀ هـمراهیِ دریا، عـلی باشد

قلم لرزیده است بر خود، که بُرده نامِ زهرا را            کسی‌که خون گریست، در ماتمِ زهرا، علی باشد

علی را اینچنین وصفش نموده حضرتِ احمد:            علی حق باشد و حق هم همیشه با علی باشد

وَ گفته علم و دانش را، برای حضرتِ حیدر:            اگر من شهرِ علم ‌هستم، درِ دَرها علی باشد

وَ در روز غدیر خم وَ موضوع خلافت را            که بعد از من، به نامِ نامیِ مولا علی باشد

علی دُردانۀ خلقت که از خلقت فراتر شد            و از روز اول گفتیم که حزب ما علی باشد

کنون دارم سوالی از شما دربارۀ ایشان            چه غم دارید در این دنیای کوچک تا علی باشد؟

: امتیاز

مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : قصیده

خوشا دردی که خاک کوی جانان‌ست درمانش            خوشا هجری که دیدار رخ یار است پایانش

خوشا آن دل که آنی در به روی غیر نگْشاید            خوشا جانی که جانِ خواجۀ ا‌سراست جانانش


امیرالمؤمنین، جان رسول‌الله، رکن دین            که "آدم" از ازل دست توسل زد به دامانش

صراط الله اعظم، شهـریار عـالم امکان            که باشد عالم امکان همه در تحت فرمانش

علی با حق و حق با اوست، بشنو این روایت را            که حق را با امیرالمؤمنین کردند میزانش

نشد یک وعده خود را سیر از نان جُوین سازد            امامی کز ازل می‌بود جن و انس، مهمانش

چگونه وصف او گویم؟ چگونه مدح او خوانم؟            که مداحش خدا و دفتر مدح است قرآنش

لبش در روز! خندان و دلِ شب کس نمی‌دانست،            که گِل می‌گشت از اشک سحر خاک بیابانش

گَهی در رزم می‌لرزید کوه از برق شمشیرش            گَه از اشک یتیمی تن بسانِ بید لرزانش

ز قلب شعـله‌هـای نار رویـد لالـۀ جـنت            اگر افتد به دوزخ روز محشر چشم سلمانش

چو با چشم خیالی روی او در خواب بیند کس            توجه نیست دیگر بر بهشت و حور و غلمانش

شگفتا! گشته‌ام در بین انسان و خدا حیران            که نه جرأت بُوَد خوانم خدایش یا که انسانش

اگر خوانم خداوندش، همانا گشته‌ام کافر            وگر انسان بخوانم فوق انسان است عنوانش

علی خود کل اسلام است از قول رسول‌الله            تـمـام انـبـیـا بـودنـد از اول مسـلـمـانـش

دل شب مخفی از مردم سخن با چاه می‌گوید            امامی که بُـوَد ملک خدا میدان جولانش

چه باید گفت در شأن امامی کز جلال و قدر            کند شخصیتی مانند زهرا، جان به قربانش

به قاتل شیر و بر دشمن دهد شمشیر از رأفت            زهی الله اکبر از عطا و لطف و احسانش

اگرچه قافیه تکرار گردد، خصم مولا را            مسلمان نیستم بالله اگـر خوانم مسلـمانش

اگر رضوان نشیند در کنار سفره‌اش یک شب            نگیرد مهر و مه را در بهای قرصۀ نانش

به حقِ حق، خدا آن مؤمنی را دوست می‌دارد            که با مهر علی در نامه باشد مهر ایمانش

محـب او عجب نَبـْوَد کـه ماننـد خلیل‌الله            تمـام نار بـا یک یاعلـی گردد گـلستانش

شود پامال همچون مور زیر سم اسب او            هزاران عمرو و مرحب گو که بشتابد به میدانش

سلام‌الله بر عزمش، تعالی‌الله بر رزمش            که آمد "لافتی الاّ علی" از حی سبحانش

شود همبازی طفل یتیمی با چنان رفعت            بخندد تا کند در گریه و غم، شاد و خندانش

ندارد شیعه بی‌روی علی یک لحظه آرامش            هزاران سال گردانند اگر در باغِ رضوانش

سلیمان را سلیمانی نشایـد بـر همه عـالم            مگر مولا امیرالمؤمنین گردد سلیـمانش

من از بعد نبی، مولای خود دانم امامی را            که جبریل‌ست طفل دانش‌آموز دبستانش

خدا مدحش کند، لیک از کرامت می‌کند احسان            که «میثم» با همه آلودگی گردد ثناخوانش

: امتیاز

عید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : محمد مهدی هرمزی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

چه باید گفت از شأن و مقامش تا سزا باشد            کسی‌که جای او بر شانه‌های مصطفی باشد

کسی‌که قد یک ارزن ندارد ترسی از دشمن            کسی‌که همدم و همرزم او خیرالنّسا باشد


به فرمان علی خورشید بر می‌گردد از مغرب            جهان را تحت فرمان دارد و فرمانروا باشد

تحیر می‌کند دشمن ز تیغـش آنچنانی که            سرش می‌افتد و پیکر کماکان روی پا باشد

خودش که جای خود دارد کسی حتی اگر حاجت            بخواهد از غلام خانه‌اش حاجت‌روا باشد

شراب تو نمی‌گیرد مرا شرمنده ‌ای ساقی            شراب شیعه بایستی از انگور طلا باشد

پیمبر در غدیر خُم به مردُم گفت ای مردُم!            پس از من این علی آقا و مولای شما باشد

صراط مستقـیمی که بدون حـب او باشد            اگر سمت خـدا باشد یـقـیـنـا ناکجـا باشد

سپس دست امیرالمؤمنین سمت خدا رفت و            ندا از آسـمان آمد صفـا باشد صفـا باشد

ندارد حاصلی عمرش به جز آه و پشیمانی            کسی‌که لحظه‌ای از احمد و آلش جدا باشد

کجا بی‌نور خواهد ماند ای خورشید عالم تاب؟            کسی‌که ذره‌ای هم با نگـاهت آشـنا باشد

ندارم هیچ امیّدی به اعـمالم در این دنیا            در آن دنیا علی! دستم به دامان شما باشد

: امتیاز

مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : احمد علوی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : قصیده

تو سلیـمانی و سلطانِ جهان، موریم ما            هم به تو نزدیک و هم از چشم تو دوریم ما

ذره‌ای ناچـیز بـین کـهکـشان ظـلـمـتـیم            دربه‌در دنـبال خـورشیدیم بی نوریم ما


کُلُّهـم نـورید، نـورِ واحـد و این نور را            در دل رنگـین‌کمان دیدیم، منـشوریم ما

البـلاء للـولاء، پس دل به دریا می‌زنیم            هرگز از طوفان نمی‌ترسیم، پُر شوریم ما

با ولایت زندۀ جاوید و، بی‌عـشقِ علی            مُردگـانـی تا قـیـامـت در دلِ گـوریم ما

بی عـلی مانند کاهی بر زمین افـتاده‌ایم            با علی محکم‌تر از کوهیم، مغروریم ما

در هجوم بی کسی، هر شب به ما سر می‌زند            با غمش هم دلخوشی داریم، مسروریم ما

خاک پای آن شهنشاه بدون تاج و تخت            منزجر از سلطنت‌های زر و زوریم‌ ما

تا نفس داریم گلبانگ هو الحق می‌زنیم            در طریق عاشقی، برعکس منصوریم‌ ما

هیچ راهی جز جنونْ در محضرش پیدا نشد            پس اگر دیوانه و مسـتـیم، معـذوریم‌ ما

با دم "لبیک یا حـیدر" قـیامـت می‌کـنیم            نـسخۀ مسـتـانه‌ای از نـفـخۀ صوریم ما

از لـبـان ما فـقـط نـاد عـلی را بـشـنوید            تـا ابـد مـأنـوس با اذکـارِ مـذکـوریـم ما

با خـیال آستـانـش عـشق‌بـازی می‌کـنیم            در حـقـیقت از نجف‌بازانِ مشهوریم‌ ما

دانه‌های اشکمان، تسبیحِ ذکر مرتضی‌ست            بر ضریحش جای‌مان عالی‌ست، انگوریم ما

معنی دوزخ چه می‌باشد؟ بهشت بی‌علی            بی‌خـیال جـنت و بیـگـانه با حـوریم ما

هرکه دنبال ثواب اینجا بیاید باخـته‌ست            در پی پـاداش اگر باشـیم، مـزدوریم ما

حیدری و فاطمی هستیم و بر روی زمین            وارثـانِ چـشـمـۀ نـورِ عـلـی نـوریـم ما

نفْس را مالک شدند و مالک اشتر شدند            چـشـمـۀ ایـمـانِ یـارانِ سلـحـشـوریم ما

بند بند ما اسیرِ نَفْسِ سرکش مانده است            مـاهـیـانِ خـسـتـۀ افـتـاده در تـوریـم ما

چوبْ‌خطِ توبه‌هامان پُر شده این روز‌ها            در کـتـاب زنـدگی لـبـریزِ هـاشوریم ما

چون کلاغانیم و در بین کبوترهایِ صحن            وصلـه‌هـای ناهـماهـنگـیم، ناجـوریم ما

بهـتـرین جای مـناجـات‌ست ایـوان طلا            بی‌نجف تصویری از موسای بی‌طوریم ما

در گلستانِ حرم با طَعم احلی مِنْ عسل            هر گُلی را زیر و رو کردیم، زنبوریم ما

نسل در نسل از مسافرهای راهِ اربعین            سلـسـله در سلـسـله خاک نـشابـوریم ما

از شروط بندگی، در بندِ حیدر بودن‌ست            پس در این حِصنِ حَصین، پیوسته محصوریم ما

یک علی در خاک ایران، سه علی هم در عراق            هر کجا باشـیم با این نام محـشـوریم ما

در نجف، دلشوره می‌گیریم بین کوچه‌ها            مثل اینکه راهـی بـازارِ سـرشـوریم ما

عشق او دار و نـدار ماست تا شـامِ ابـد            از دل و جان، طالبِ این گنج مستوریم ما

تا هلالِ ماتمش بُغض هلالی را شکست            بی‌قـرار گـردنی در زیر سـاطـوریم ما

در طواف مرقد او خَلق، حاجی می‌شوند            در حریم با صفایش، سعی مشکوریم ما

در مضامین فـضیـلت‌های او لالـیم لال            معجـزاتـش را نمی‌بـیـنیم ما، کوریم ما

سیصد آیه در مقامات علی نازل شده‌ست            سَرخوش از پـیـمـانۀ آیـاتِ مزبوریم ما

محو در شب‌های پیشاور شدیم و سال‌هاست            مـات اقـبــال بـلـنـد مــرد لاهـوریـم مـا

در قـصیده هیچ آدابی و تـرتـیـبی نماند            از همان بیت نخستین مست و مسحوریم ما

نام او ذکر شب قـدر تـمـام انـبـیـا است            قَـدرْدانِ قَـدْر او در حــدِ مـقـدوریـم مـا

راهی دار المجـانـینِ نجـف خواهیم شد            همچنان در زُمرۀ مَرضای منظوریم ما

عاشق مرگیم چون هنگامۀ دیدار اوست            چند روزی هم اگر هستیم، مجبوریم ما

او قسیم النار و الجنه‌ست، جای شبهه نیست            روی سنگ قبر اگر مرحوم مغفوریم ما

در زمان مرگ با ما مهربانی کن علی            پیر و زار و خسته می‌آئیم، رنجوریم ما

از شراب کهنۀ خُم حسرتی در جان ماست            ساقیا یک جرعه می‌خواهیم، مخموریم ما

: امتیاز

عید غدیر خم و مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : رضا حاج‌ حسینی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

نه تنها من، نه تنها تو، نه تنها آن‌که دین دارد            که عالم هر چه دارد از امیرالمومنین دارد

بگو در چنتۀ خود هر چه دارد رو کند، اما            مگر دنیا چه خیری جز علی در آستین دارد؟


بگو موسی، بگو عیسی، بگو آدم، بگو خاتم            که هرچه انـبیا دارند امام المتـقـین دارد

یـدالله و لـسـان الله و عـین الله و وجـه‌الله            کدام انسان در این دنیا صفاتی این‌چنین دارد؟

بخوان آیاتی از نهج البلاغه، کاملاً پیداست            که او هم یک کلامُ‌اللهِ اعجازآفرین دارد

زمانی که به پیغمبر تمام قوم شک کردند            فقط حیدر، فقط حیدر، فقط حیدر یقین دارد

خدا را شکر حیدر هست؛ عیدُالله اکبر هست            پیمبر خاطرش تخت است از اینکه جانشین دارد

بگو با یار و با اغیار، غیر از حیدر کرّار            ردای جانشینی را نه آن دارد، نه این دارد

حکومت بر شما کمتر از آب بینی بز بود            زمانی که علی اشراف بر عرش برین دارد

تمام کهکشان می‌چرخد آری روی انگشتی            که هرچه خواهی انگشتر برای سائلین دارد

چه حاجت دارد این مولا به انگشتر زمانی که            رکاب عرش از یاقوت چشمانش نگین دارد

از اشک چشم او یک قطره بر خاک نجف افتاد            از آن اشک است آری، هرچه دُرّ این سرزمین دارد

خدا بی‌شک برای شیعیان در جنت الاعلی            از انگور ضریحش خوشه‌خوشه دست‌چین دارد

خدا را شکر هم کفوی برایش هست در عالم            علی، خیرالبشر، خیر نساءِالعالمین دارد

بگو تا سورۀ کوثر بخواند، تازه می‌فهمی            چقدر این قاری قرآن صدایی دلنشین دارد

زبانم قاصر است اما حکایت همچنان باقی است            به پایان آمد این دفتر، ولی نه! نقطه چین دارد

: امتیاز

مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

شاعر : محمدحسین ملکیان نوع شعر : مدح وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : قصیده

باور نمی‌کنم که دلیـلش حـمـاقـت است            بدگویی از "علی"، به‌خدا از حسادت است

حیف از علی، که با کس و ناکس قیاس شد            آخر میان آتش و دریا، چه نسبت است؟


این‌که علی وصی پیمبر شده‌ست و بس            چندین دلیل داشت، یکی‌شان عدالت است

این‌که عـلـی‌ست هـمـسـر دردانـۀ نـبـی            چندین دلیل داشت، یکی‌شان شرافت است

این‌که عـلـی مـیـان اُحُـد مـانـد یک‌تـنـه            این که فـرار کـرد فـلانی روایت است

مـولای ما فـرار نمی‌کـرد وقـت جـنگ            غیر از شجاعت آن‌چه علی داشت، غیرت است

این‌که یگانه فاتح خـیبرشکـن عـلی‌ست            معیار زور نیست که، حرف از لیاقت است

این‌که به زور، آتش و تـیغ و طناب هم            بیعت نکرده است، همین هم فضیلت است

او را که هست تـحـت کـسای پـیـامـبـر            دیگر چه حاجتی به ردای خلافت است؟

مشرف به مسـجـد است درِ خـانۀ عـلی            او را چه احتیاج به کاخ و عمارت است؟

جـز بـیـن دسـت‌هـای یـدالـلـهـی عــلـی            هرجا که رفته حکم خلافت، خیانت است

از احمد ابن حَـنـبل در مُـسند آمده ست            فضل عـلی زیادتر از فضل امت است

ابن ابی الحـدیـد نـوشـتـه‌ست این عـلـی            از هر طرف که می‌نگرم دور از آفت است

قول بخـاری است، به اقـرار او: عـلـی            مشرف‌ترینِ خلق خدا بر قضاوت است

بر هر که جز علی بدهند این صفات را            کذب است، سرقت است، دروغ است، غارت است

آری دو یـادگـار به جـا مـانـده از نـبـی            طبق گواهی همه، قرآن و عترت است

بی‌عُرضه است هر که به دور علی نگشت            آری که شرط لازم حج، استطاعت است

یک لحـظـه هـم جـدا نـشـده از پیـامـبر            آری خـداگـواه، عـلی اهل وحدت است

حـق داشـتـه مـدام عـلـی را صـدا کـنـد            ذکر عـلی به قـول پـیـمبر عبادت است

آن عـده که مـعـاویـه بـاشـد امـیـرشـان            عریان فرار کردنشان هم مهارت است

فـرقـی بـزرگ بین عـلی و معاویه‌ست            فرقی که در دو واژۀ مرگ و شهادت است

فـرزنـد ارث از پـدرش می‌بـرد، عـلی            ارثی به جا گذاشت که نامش ولایت است

آری یزید کـیست؟ سیاهی مطلـق است            اما حسین کـیست؟ چـراغ هـدایت است

چیزی که مانده از علی، اسلام ناب اوست            چیزی که از معاویه مانده‌ست، بدعت است

حـشــر مـخـالـفـان عــلـی بـا مـعـاویــه            تا هست این دعا، چه نیازی به لعنت است؟

: امتیاز